X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

جشن یک سالگی وبلاگ

خماری چشای من ٬ زِ سردی نگاهته

گریه بی صدای من ٬ زِ تندی کلامته

زخم عمیق دلِ من ٬ زِ دشنه قهر توئه

این باور شکسته ام٬ ماحصلِ هجر توئه

تاریخِ روزِ رفتنت ٬ هنوز تو ذهنِ خستمه

بی تو نمی شه زنده بود ٬ این آخر شکستنه

آوارگی ٬ دربدری ٬ نتیجه عشق منه

دل از جهان بریدنم ٬ عاقبتِ کشت منه

(( دلکم بی خیال روزگار شو

بی خیال سال بی بهار شو

دلکم معنی عشق همینه

غمِ عالم توی دل می شینه ))

پیری و افسردگی ام ٬ به خاطرِ خیانته

عاشقِ عشقِ تو شدن ٬ برای من عبادته

برگشتنِ تو انگاری ٬ از (( چِشِ)) تو حماقته  (چشم)

اما بدون ٬ برای من ٬ شادیِ تو ٬ یه نعمته

برگشتنِ تو پیشِ من ٬ برگشتنِ سعادته

اما اگه پیشم نیای ٬ دلم اسیرِ غربته

اشکِ رو گونه های من ٬ حسِ غریبِ حسرته

ناله و تنهاییِ  دل ٬ از رفتنِ  محبته

(( دلکم بی خیال روزگار شو

بی خیال سال بی بهار شو

دلکم معنی عشق همینه

غمِ عالم توی دل می شینه ))

ساعت ۳:۸ صبح پنج شنبه ۷/۶/۱۳۸۶

خسته و غمگین از کارهای خود. به هم خوردنِ کارهای روزانه و عادی.

تشویش و نگرانی. بدونِ هیچ مشکلی ناراحتم. برای اینکه مشکل ٬

از درون خودم است و تغییر ٬ بسیار دشوار. به امید خداوند مهربان.

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمامی دوستان پاکم.

امیدوارم همه شما خوب و تندرست و دلشاد باشید و در زیر سایه مهر و برکت الهی.

آری دوستان ماندگارم. ۱ سال گذشت. ۱ سال نوشتن و سرودن. در این مدت ٬ بسیار

آموختم. از شما. این شما بودید و هستید که من هم معنی پیدا می کنم. دوستان زیاد و

خیلی خوبی پیدا کردم و از این جهت خدا رو شاکرم.عزیزانی بودند و رفتند و عزیزانی هم آمدند

و هستند. برای همه آرزوی موفقیت و شادکامی می کنم.

خداوند را سپاس برای این همه نعمت و برکت و رحمتش و برای حکمتش.

شاعر جوان _ V.A

وحید عابدین پور .

تاریخ ارسال: شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 11:37 ق.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (36)
شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1387 11:57 ق.ظ
عسل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی ساده و قشنگ بود...
شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1387 03:46 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی وبلاگت یه ساله شد
مبارکه
خسته نباشی
//
///
منم بروزم
خواستی سر بزن
/////
یکشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1387 01:04 ب.ظ
الهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خیلی زیبا بود
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یکشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1387 05:28 ب.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وحید عزیز و مهربان سلام
خوشحالم که بعد از یک سفر طولانی وقتی وبلاگ رو باز کردم اولین چیزی رو که دیدم نظر شما بود.
ممنونم که به یاد من بودین. فقط اومدم تشکر کنم و بگم از داشتن دوست خوبی مثل شما خوشحالم.
پست و شعر زیباتون رو حتما می خونم و بر میگردم.
شاد شاد شاد باشید
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1387 01:13 ب.ظ
تینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شروع خیلی عالی بود ولی نمی دونم چرا به قسمت " دلکم ..." که رسیدم یه کم خوندنش برام سخت شد؟؟!!شاید باید شکل خاصی خونده بشه.
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1387 01:15 ب.ظ
تینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این رو جدا نوشتم چون جدا از کامنته ..خط ۵ " تاریخ روز (ر) فتنت" رو درست کنید.
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1387 05:36 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1387 05:41 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید خان بی معرفت
عجب بعد مدت ها به یاد ما افتادی؟؟دلمون برات تنگ شده بود به خدا
شعر قشنگی بود..مثل اینکه اولین سالگرد وبلاگتم هم هست..تبریک می گم...ما هم به دوستای مثل شما افتخار می کنیم...مممنونم که به هزار و یک شب هم سر زدی ..امیدوارم در همه مراحل زندگیت موفق و شاد باشی.
.
.
من به روزم ..دوست داشتی بیااا
سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1387 02:13 ب.ظ
بیتا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز
اگر چا با ناخیر اما تولد وبلاگت مبارک
هزار شاخه گل تقدیم تو
پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1387 12:50 ق.ظ
سمیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
صبح که از خواب پا می شد
حس کرده بود که دنیا یه جور دیگه اس
اطاقش تاریک تاریک بود
انگار نه انگار که خورشیدی هست
لباساشو پوشید و زد بیرون
مثل همیشه اولین کارش رفتن سراغ
عشقش بود
طبق معمول یه سنگ ریزه به شیشه زد و منتظر موند
پرده کنار رفت و دخترک پشت قاب پنجره ظاهر شد
لرزید
این نگاه همیشگی نبود
سرد بود
بی تفاوت بود
پرده به جای اولش برگشت
بدون حتی یک تبسم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هوا سرد بود اما
نه واسه یه تازه عروس
جمعیت پشت سر ماشین عروس
بوق زنان در حرکت بودند
انگار همین چند روز پیش بود که دخترک
به دلیل نارسایی کلیوی چند قدم بیشتر
با مرگ فاصله نداشت
اما خدا خیلی دوستس داشت
که یه نفر درست تو آخرین لحظه حاضر
شد یکی از کلیه هاشو به اون بده
و فقط هم به اون
هیچ وقت نفهمید
اون کی بود
اما چه فرقی می کرد اون الان
خوشبخت بود
و مهم هم همین بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دکتر جون کاری میشه واسش کرد
نه پدر جان با این حماقتی که پسرتون کرده
هیچ امیدی غیر از پیوند نیست
اونم که به این زودیا میسر نیست
آخه کسی که کلیه چپش مشکل داره
چرا باید بره کلیه راستشو اهدا کنه
اما پسر جوون راضی بود
صدای بوق های ممتد توجهشو به بیرون
جلب کرد
انگار عروسی بود
اون شب هر دوشون لبخند میزدن
یه بی وفا به خونه بخت می رفت
و یه با وفا به خونه آخرت
((سمیر))
ــــــــــــــــــــــــــ
موفق باشی و عاشق یا حق
پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1387 09:33 ق.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان. احوال شما؟ امیدوارم حالت خوب باشه تبریک من و پذیرا باش ایشالا همیشه به شادی و خنده بگذره و همیشه خبرای خوب خوب بهم بدی
راستی نماز روزه هاتون قبول باشه. راستش منم خیلی دلم براتون تنگ شده بود ولی چیکار کنم که خیلی حالم خوب نیست نمیخام ناراحتت کنم ولی هر وقت خاستی یه سری به وبلاگم بزن دلیلش و اونجا نوشتم

بازم تبریک میگم.

موفق باشی عزیزم
شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1387 02:36 ق.ظ
علیرضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وبلاگ پر باری دارید خیلی لذت بردم تمایل به تبادل لینک و بنر دارید ؟

منتظر خبرتون هستم به امید دیدار شما در کلبه کوچک من و نازنین

راستی اگه زحمتی نیست روی تبلیغاتم هم یه نیم کیلیکی بندازید ممنون میشم

www.date4love.blogsky.com
شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1387 11:21 ق.ظ
منا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.تولد ک سالگی وبلاگتونو تبریک میگم.من تازه وبلاگ درست کردم،خوشحال میشم دیدن کنید
یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1387 04:22 ب.ظ
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقا وحید
مراقب خودت باش که بد جوری عاشق شدی
برات آرزوی سلامتی می کنم
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1387 03:02 ق.ظ
خیزران
امتیاز: 0 0
لینک نظر
محید عزیز سلام
شرمنده به خاطر تاخیر چندروزی نبودم حتی پست روز پنجشنبه را هم نتوانستم نو کنم از اینکه آ«ده بودی ممنو.ن بازم ژیشم بیا خوشحالم میکنی
جشن یک ساله شدن رویای خاکستری رو بت تبریک میگم امیدوارم همه زنده باشیم جشن صدسالگی اونم ببینیم سروده ی جدیت هم به زبان عامیانه بسیار جالب ودلچسب بود برایت آرزوی روزهای خوشی دارم
باادب احترام ومحبت بیکران
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1387 12:39 ب.ظ
فریده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیزم
شعرهای شما واقعا زیبا و پرمعناست
خوشحال میشم به وبلاگ من هم تشریف بیاورید و نظرتون رو در باره ی شعر من بگویید.
اگر موافق باشی تبادل لینک کنیم.
حتما بایید نظر شما برایم خیلی مهم است.
منتظر حضور سبز شما هستم.
یا علی
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1387 12:51 ب.ظ
پویا روحی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام .
ایده ی وبلاگتون جدیده . مطالب هم طوریه که ارزش داره تا بازدیدکننده زیادی داشته باشه .
با پیشنهاد تبادل لینک چطورید . این طوری وبلاگتون هم در دسترس من و هم در دسترس بازدیدکننده های من قرار می گیره . وبلاگ من هم همینطور برای شما .
اگه موافقید عنوان لینک ما ۩۞۩ پورتال جوانان ۩۞۩ هست . یا می تونید به جای لینک کردن کد RSS ما رو از منوی سمت چپ وب ما کپی کرده و در وبلاگتون قرار بدید .
اطلاع بدید که عنوان پیوند شما رو چی بذارم ؟
شاداب باشید .
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1387 04:14 ب.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جون.خوبی عزیزم


بیا که خیلی التماس دعا دارم

منتظرتم بیا
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1387 04:15 ب.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر


وحید خیلی احساس تنهایی میکنم

وحید جونم..............
جمعه 22 شهریور‌ماه سال 1387 02:19 ق.ظ
غریب آشنا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا هممون غمگینیم؟

ما غمگین زاده شدیم یا با غم زندگی می کنیم؟

پیش منم بیا
شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1387 04:53 ب.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز
با همه دلتنگیهام دلم برای شما هم تنگ شده بود و برای دیدنتون اومدم
امیدوارم سایه های خاکستری غم به سراغتون نیان
شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1387 09:35 ب.ظ
ستاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام شاعر جوان

خوبی؟

بازم مثل همیشه عالی بود

بهم سر بزن

بازم 1 پست عاشقانه دارم

منتظر نظرهاتم هستم

مرسی

بای
یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1387 05:10 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
مرسی وحید جان
ممنون از مهربونیت
یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1387 06:08 ب.ظ
عسل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...گفتم حتما آپ کردی...دلم برای شعرات تنگ شده...
یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1387 08:08 ب.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم
من هم تو شهریور ماه بود که وارد دنیای وبلاگ نویسی شدم و از این بابت خیلی خوشحالم چون دوستان خوبی مثل شما پیدا کردم
راستی من از اونائی هستم که موندم
امیدوارم این دوستی ها تا همیشه زیبا و جاودان بمونه
چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1387 02:25 ق.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اندهت را با من قسمت کن
شادیت را با خاک
و غرورت را با جوی نحیفی که میان سنگستان
مثل گنجشکی پر می زند و می گذرد

اسب لخت غفلت در مرتع اندیشه ما بسیار است
با شترهای سفید صبر در واحه تنهائی
می توانیم به ساحل برسیم
و از آنجا
ناگهان
با هزاران قایق
به جزیره های تازه برون جسته مرجان
حمله ور گردیم

تو غمت را با من قسمت کن
علف سب چشمانت را با خاک
تا مداد من
در سبخ زار سپید کاغذ
باغی از شعر برانگیزد
تا از این ورطه بی ایمانی
بیشه ای انبوه از خنجر برخیزد.

وحید عزیز سلام
وجودتون و حضورتون و تک تک کلماتتون توی این روزای سخت برای من تسکین دهنده و آرامش بخش.
براتون دنیا دنیا شادی آرزو دارم
شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1387 12:04 ق.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بابا وخیدی
تفلد وبلاگت مبارک ............من همه چیم از بابام بزرگتر حتی وبلاگم .........اخه ما مرداد اومدیم (خنده و چشمک )
بابایی چرا من یادم نمی آد از کیک تولد وبلاگت خورده باشم (تعجب ) نکنه یوقتی یادت رفته باشه برام کیک بخری ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بیا با با جون اینم یه دسته گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگللللللللللللللللللللللللللللللللللل برای بابا وخیدی خودم
شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1387 10:51 ب.ظ
علی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میارک باشه.
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1387 01:37 ب.ظ
فرزانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خوب هستین؟
وقت شد یه سر بیاین تو وبلاگم
خوشحال می شم
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1387 03:12 ب.ظ
سکوت دل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام به شاعر جوانو فرومایه(آقا وحید گل)
اولا یکمین سالگرد وبلاگتو تبریک میگم
بعدشم خیلی زیبا بود
شعراتم تک اند
مثه خودت
وبتم خیلی قشنگ و زیباست
آپ کردی حتما خبرم کن
شاد و موفق باشی عزیز
یا حق
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1387 08:12 ب.ظ
خیزران
امتیاز: 0 0
لینک نظر

وحید عزیز
سلام
دلم هوای تو را کرده بود
باادب واحترام
چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 09:58 ق.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خواب می‌بینم همه شب، اسب رهوار مرادم را
یالش از نور سحرگاهان ، طلایی رنگ
خواب می‌بینم که برزین بلند او
راه می‌پیمایم از فرسنگ تا فرسنگ
رو به سوی قله‌های دور می‌آرم
قله‌های دور، پنهان در غبار خنده‌ی خورشید
می‌روم آن سان که نعل اسب من از سینه‌ی هر سنگ لاله‌ی برقی برویاند
می‌روم آن سال که گرمای نفس های تب آلودش
پرده‌ی ابریشمین آبشاران را بسوزاند
می روم آنجا که چون چشمم به طاق آسمان افتد
بشکفد در باغ چشمم سوسن خورشید
همچو عکس بیشه‌ها در چشم آهوها
می‌روم آنجا که چون اسبم دو چشم از خواب بگشاید
نقش بندد در نگین مردمک‌هایش
سایه‌ی پرواز خاموش پرستوها …
عاقبت زین می‌کنم روزی به بیداری
اسب رهوار مرادم را
رو به سوی قله‌های دور می‌آرم
قله‌های دور، پنهان در غبار خنده‌ی خورشید
می‌روم آنجا که باغ آفرینش را بهاری هست
می‌روم آنجا که دلها را شکوه انتظاری هست


وحید عزیز سلام
نمی دونم با چه زبونی از محبت و همدردیت تشکر کنم. دوست مهربونم آیا رقص واژه ها زیباتز از این که تو دوستی که من رو ندیدی اینقدر زیبا داری روی زخم دل من مرهم می ذاری و احساست رو اینجور پاک و ساده بیان می کنی.
جز اینکه بگم ممنونم که با من هستی و برات شادی و سعادت آرزو کنم چیزی نمی تونم بگم
چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 10:00 ق.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی دیر اومدم واسه تبریک....شرمنده...ایشالا سالیان سال با شادی بنویسید...
یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1387 07:32 ق.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز
با وجود دوستای خوبی مثل شما حالم روز به روز بهتر می شه.
من هم از اینکه به من سر می زنی و به یاد من هستی خوشحالم . تو درست می گی وقتی آدم بین جمع باشه درد و غم ها براش کم رنگ تر می شه. و اینکه اول مهر شد و من باز هم بین بچه ها رفتم برای من توی این وضعیت خیلی خوب بود.
من هم از همراهی و همدلیت ممنونم و برات دنیا دنیا شادی آرزو دارم
یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1387 11:51 ق.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
من اپم خوشحال میشم بیای اون صرفا

منتظرتم زود بیا
یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1387 05:39 ب.ظ
خیزران
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وحید عزیز
به امی اینکه کار جدیدی رو رو کنی
باادب واحترام
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد