X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

گودی

هنوز از یادم نرفته اولین روز ملاقات
هنوز از یادم نرفته اولین خنده زیبات
می نشستیم هردوتامون توی باغ آرزوها
هنوز از یادم نرفته پاکی و حُرمِ نفسهات
چه روزایی سپری شد روی سکوچه رؤیا
هنوز از یادم نرفته نرمی و گرمی دستات
می زدی قدم کنارم توی ساحل لب دریا
هنوز از یادم نرفته اولین شمیم گل هات
هنوز از یادم نرفته چه روزایی با تو داشتم
هنوز از یادم نرفته گلی که برا تو کاشتم
هنوز از یادم نرفته آخرین امروز و فردات
هنوز از یادم نرفته آخرین سردی چشمات
تو چه ساده دل بریدی دلمو گذاشتی تنها
هنوز از یادم نرفته آخرین صدای پاهات
بعضی روزا تک و تنها می کنم سفر به رؤیا
هنوز از یادم نرفته نقشِ {گودی} روی لبهات

ای کاش می دونستی که دارم چی می کشم. حیف که نمی دونی.

« من از آن روز که در بندِ توام ٬ آزادم »

وحید عابدین پور V.A شاعر جوان

گرگان-هوا بدک نیست.

سلام دوستان گلم. امیدوارم هر جاکه هستید ٬ خوب و دلشاد باشید.
بابت غیبتم ازتون عذر میخوام. باور کنید از لحاظ روحی در شرایط مناسبی نیستم.
البته همه اینها بهانه ای بیش نیست اما به بزرگواریتون منو ببخشید.
امیدوارم توانایی اینو داشته باشم تا محبتتون رو جبران کنم.
با سپاس فراوان.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 02:17 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب 6 نظر