X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

اصول فلسفه و روش رئالیسم؟

چندین هزار ذره سراسیمه می دوند   در آفتاب و غافل از آن کافتاب چیست

همچنین
حافظ می فرماید:

در اندرون من خسته دل ندانم کیست    که من خموشم و او در فغان و در غوغا است

پاسکال می گوید:

جهان کره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ جا نیست. بی کرانی تنها از
سوی بزرگی نیست ٬ از سوی خردی بی کران است و انسان به درک بی کرانی توانا
نیست٬ خواه از سوی بزرگی باشد خواه از سوی خردی. توانایی انسان تنها تنها به
دریافت اموری است که میان خردی و بزرگی است ٬ چنانکه وجود خود او نیز در میانه
این دو نهایت است ٬ نسبت به عدم ٬‌ کل است و نسبت به کل ٬ عدم است. علم
انسان نه بر مبدا و آغاز است و نه بر مآل و انجام ٬ پس علم حقیقی برای انسان
میسر نیست و فقط امور متوسط را در میابد.

برتر اندراسل  در کتاب کوچکی به نام    چرا مسیحی نیستم؟  که از او بجای مانده
است ٬ براهین اثبات خدا را انتقاد میکند ٬ از جمله برهان علة العلل را ٬ درباره این برهان
میگوید:

اساس این برهان عبارت از این است که تمام آنچه را که ما در این جهان می بینیم دارای
علتی است و اگر زنجیر علتها را دنبال کنیم سرانجام به نخستین علت می رسیم و
این نخستین علت را
علة العلل یا خدا می نامیم. 


خواجه عرفان ٬
لسان الغیب شیرازی می گوید:

عارف ار پرتو می راز نهانی دانست            گوهر هر کس از این لعل توانی دانست
شرح
مجموعه گل مرغ سحر داند و بس      که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی         ترسم این نکته به تحقیق نتانی دانست

V.A شاعر جوان
وحید عابدین پور

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1388 ساعت 02:14 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب 7 نظر

اصول فلسفه و روش رئالیسم ؟


           چندین هزار ذره سراسیمه می دوند   در آفتاب و غافل از آن کافتاب چیست

همچنین
حافظ می فرماید:

    در اندرون من خسته دل ندانم کیست    که من خموشم و او در فغان و در غوغا است

پاسکال می گوید:

جهان کره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ جا نیست. بی کرانی تنها از
سوی بزرگی نیست ٬ از سوی خردی بی کران است و انسان به درک بی کرانی توانا
نیست٬ خواه از سوی بزرگی باشد خواه از سوی خردی. توانایی انسان تنها تنها به
دریافت اموری است که میان خردی و بزرگی است ٬ چنانکه وجود خود او نیز در میانه
این دو نهایت است ٬ نسبت به عدم ٬‌ کل است و نسبت به کل ٬ عدم است. علم
انسان نه بر مبدا و آغاز است و نه بر مآل و انجام ٬ پس علم حقیقی برای انسان
میسر نیست و فقط امور متوسط را در میابد.

برتر اندراسل  در کتاب کوچکی به نام    چرا مسیحی نیستم؟  که از او بجای مانده
است ٬ براهین اثبات خدا را انتقاد میکند ٬ از جمله برهان علة العلل را ٬ درباره این برهان
میگوید:

اساس این برهان عبارت از این است که تمام آنچه را که ما در این جهان می بینیم دارای
علتی است و اگر زنجیر علتها را دنبال کنیم سرانجام به نخستین علت می رسیم و
این نخستین علت را
علة العلل یا خدا می نامیم. 


خواجه عرفان ٬
لسان الغیب شیرازی می گوید:

     عارف ار پرتو می راز نهانی دانست            گوهر هر کس از این لعل توانی دانست
     شرح
مجموعه گل مرغ سحر داند و بس      که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست
     ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی         ترسم این نکته به تحقیق نتانی دانست

وحید عابدین پور V.A
شاعر جوان

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1388 ساعت 02:08 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب 0 نظر