X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

آن روز ها

قدیما چه ساده بودیم

خاکی و افتاده بودیم

همه با همدیگه صادق

انگار از یه شاخه بودیم

خنده رنگ دیگری داشت

واسه غم جایی نمیذاشت

کسی جز عشق و محبت

تو دلا چیزی نمی کاشت

همه با همدیگه همکار

دست به دست٬ بینا و بیدار

صداقت ٬ توی دلاشون

پُر می شد ٬ بسیار و بسیار

(( چی می شد که بر می گشتیم به قدیم))

(( همه با همدیگه می شدیم ٬ ندیم))

(( بیا قدر امروز  و ٬ خوب بدونیم))

(( تا که بعد ٬ حسرتِ امروز نخوریم))

کوچه های خاکی و تنگ

پُر بود از مردمِ یک رنگ

بچه ها بازی می کردن

دزد و پادشاه و ٬ هفت سنگ

قدیما ٬ با همه سادگی هاش

همه خوشبخت بودیم

اون روزا ٬ با همه دشمنامون

همه سر سخت بودیم

خاکی و پاک و نجیب

خالی از مکر و فریب

برامون یکی بودن

آشِنا ٬ دوست ٬ غریب

 

تصویری از سالیانِ دور که از گفته های بزرگان ٬ بیرون کشیدم.

بیاییم امروز را طوری زندگی کنیم که در آینده ٬ افسوس آن را

نخوریم.

بیاییم فقط برای امروز ٬ زندگی کنیم. {به امید آفریدگار بی تا}

ساعت ۱۱:۴۰ ظهر پنج شنبه ۲۳/۱۲/۱۳۸۶

شاعر جوان _ V.A

وحید عابدین پور

 

 

 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 12:33 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (37)
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 01:52 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی وخیدی بابایی خودم ..هیچ کی بابا وخیدی من نمیشه
تازه بابا وخیدی می خواد منو توی لباس عروس ببین ...فردا می رم تو کوچه داد می زنم یکی بیاد ..ارزو به دل بابا وخیدیم نمونه
..فکر نکنی واسه خودم می گما (چشمک )

..راستی بابا وخیدی لباس عرویس پیشکشت ..کی می ریم برام
اون سرتاسری قرمز جیگری رو با اون گل سر دم قرمزی رو بخری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
و از اینجا کامنت دوم به حساب میاد
اقای عابدین پور ..این شعرتان بسیار دلچسب بود ..هنوز مردم صفا و صمیمیت قدیم رو دارن ..ولی زمانه تغییراتی کرده که فرصت بروزش رو از ما میگیره
وگرنه ایرانی تا زمانی که خون توی رگ هاش جریان داره عشق به همنوعش رو در سینه داره ..و دوست داره خوشبختیش رو با بقیه قسمت کنه
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 02:01 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
یاد بچگیها افتادم اون وقتا که ساده و بی آلایش بودیم
یادش بخیر .....
این روزا هیچ وقت اون صفا و قشنگی رو نمی شه پیدا کرد
یادش بخیر ....
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 02:06 ب.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی؟
خیلی شعر قشنگی بود
موفق باشی
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 04:05 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداشی
ممنون از این همه لطفت ...
واقعا نمی دونم چی بگم..
تو چقدر مهربونی
خوش به حال خواهرات...
من عیدی می خوام..اما هر چی خودت بدی قبووله..هر چه که از دوست رسد نیکوست ...
عیدی می خوام......
مواظب خودت باش داداشی..
جواب اون سوالمم بده ....
آرزومند آرزوهایت:رژانو
بای بای
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 04:08 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعرتم خیلی قشنگ بود
آفرین
زیبا مثل همیشه
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 05:41 ب.ظ
مسیحا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مرسی خبرم کردی منم آپم عیدت مبارک
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 07:50 ب.ظ
سمیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
ز ندگی ام در حسرت دیروز و آرزوی فردا گذشت تا
چشم باز کردم امروزم دیروزی بود کا باید حسرتش را میخوردم
و متوجه نشدم که امروز همان دیروزی است که آرزویش را داشتم
یا حق
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 09:01 ب.ظ
ملودی عشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
مرسی از لطفت

نوشته های تو هم فوق العاده است همیشه

وقتی جمله ی پایین متنو خوندم خندیدم
اما تلخ تر از صدها بار فریاد غم

کار سختیه خیلی

البته این چیزیه که بهش عمل می کنم
تا حد زیادی

ولی برای رسیدن به این نتیجه
خیلی بدبختی کشیدم

اما ارزششو داشت
پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 10:26 ب.ظ
ملودی عشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی زیباست

خاطرات دوران کودکی

و وسعت زیبایی ها

زمانی که اوج دنیا برامون تو گردش یه قاصدک بود

و نهایت شادی تو یه آب نبات چوبی

اون زمان ها که همه چی فقط خنده بود

و دوستی
جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386 07:36 ق.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوبی وحید عزیز؟
منم همیشه اعتقادم همینه...اون قدیما با تموم ساده گیهاش زندگیا قشنگ تر وبادوام تر بود....نه الان که زندگیا تغییر کرد آدما ودوست داشتن ومحبت نسبت به همدیگه اشون هم تغییر کرد.!!!
خوش باشین هر جائی که هستین!!!
جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386 09:02 ق.ظ
الهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ای بابا شما همیشه اول هستین
نوشتت خیلی قشنگ بود
موفق باشی
جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386 10:44 ق.ظ
فائزه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام گلم
ممنون سر زدی
شما هم زیبا می نویسید
خوشحال شدم
شاد باشی
جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386 05:31 ب.ظ
مونا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وحید جون سلام مرس یاز کامنتات دوست دارم بیای در مورده این پستم یه نظره کامل بذاری بدجوری حالم بدم بدجوری ریختم بهم تو که بنده ی خدایی بیا و جوابامو بده.مرسی در پناه کسی که دوست داره
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 12:42 ق.ظ
مسافر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون به خاطر حضور همیشگی ات .....

شعر قشنگی بود ساده و لطیف.

راستی !!!!
اسم وبلاگمو تو لینک دوستانتون ندیدم؟!!؟

.......................................................؟
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 08:16 ق.ظ
عسل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...یاد روزایی افتادم که خونه آقا جونم اینا زندگی میکردیم چه قدر خوش میگذشت منو عمه هام چون اختلاف سنیمون کم بود همش تو حیاط با هم بازی میکردیم دنباله بازی کش بازیو ...همه سر یه سفره غذا می خودیم و اگه یه روز یکی مون نبودیم بقیه نگران می دنندچه روزای قشنگی بود اما حالا چی؟!خدایا شکرت...
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 08:22 ق.ظ
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
بابا بزرگ پیر و مهربون

قدیما چه ساده بودیم

خاکی و افتاده بودیم

همه با همدیگه صادق

انگار از یه شاخه بودیم
بسیار بسیار زیبا و آموزنده بود
خیلی حال کردم
موفق باشی عزیز
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 08:29 ق.ظ
سحر رومی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
زیبا بود
. اما حرف آخرت ... به دلم نشست
من اعتقاد ارم همه چیز در امروز خلاصه می شه اگه همیشه به امروزت فکر کنی همیشه شاد خواهی بود
فقط برای امروز ..
نگران نباش
با همه موجودات مهربان باش و به آنها عشق بورز
عصبانی نشو
سپاسگزار باش

به همین سادگی زندگی زیباییش را بهت نشون می ده ...
موفق باشی شاعر جوان ..
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 10:05 ق.ظ
فیروزه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
چطوری؟؟
زیبا بود..مثل همیشه.
وااااااااای تو دیگه..هارد؟؟؟
پس حسابی خراب کاریاااااااااااااااا..
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 11:30 ق.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
ممنون خیلی خوشحالم کردی

الانم اگه بخایم می تونیم مثل قدیما ق ساده و مهربون و یک دل باشیم
به امید آن روز

موفق باشی عزیز
شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1386 04:46 ب.ظ
فرشته
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
خیلی قشنگ بود وحید جان.

موفق باشی عزیزم.
یکشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1386 04:23 ق.ظ
پارادوکس!!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفق جدید

خوبم . خوبی شما؟

ممنون. وقتی ماهی یه بار آپ کنی می بینی که آروم میشه (چشمک)

بگم زندیگیم زندگیای قدیم . . .

خوب اونقدرام الانمون بد نیست اگر (همشو در نظر نگیری البته!!!) ندیده بشه گرفت بعضی وقتاشو‌ . . .

قدر روزامون را بدونیم حتی همونایی که دیروز شد اینجوری بهتره

موفق باشی
یکشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1386 09:57 ق.ظ
مینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خوبید؟
بله... قدیما یادش بخیر دلا هم آشیون بودن
خوشگلا، خوشگترا یک کمی مهربون بودن
دخترا گیسو بلن ابرو کمون
تو خونه، از چشم نامحرم همه پنهون بودن
میشه باز عاشق بشیم مثل قدیما دوباره؟
میشه، اما دل ما اینهمه همت نداره.

شعر خیلی قشنگی بود...یعنی راستش و بخواهید همه شعرایی که انتخاب کردید همه زیبا و دلنشینند. ممنون که هدایتم کردید به اینجا.
شاد و سرفراز باشید.
در پناه حق.
دوشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1386 12:12 ق.ظ
محمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وحید جان سلام
خوندمش
چه زیبا بود ای کاش گذشته رو به این سادگی فراموش میکردیم
کاش یادمان می ماند که ما همان انسانهاسی خیلی وقت پیشیم
یادم میاد روزی اگر کسی بهمون می گفت دوست دارم به سادگی گفتن این حرف باورمون میشد ولی این روزا اگر کسی هم خودشو برامون بکشه بازم فکر می کنیم حیله ای درکاره
به راستی چرا ؟
و ای کاش دلهای مان ساده می ماند
به امید دیدار
دوشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1386 12:27 ق.ظ
فیروزه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعر نگفتی؟؟؟؟
می گم سفارشم قبول می کنید؟؟؟
جدی می گما؟
یه سفارش شعر از طرف یه دوست واسه روز تولد عشقش..
دوشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1386 07:35 ق.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر

سلام داداش وحید ....
خوبی؟؟؟

نکنه از دست من عصبانی هستی یا ناراحت؟؟؟
به هر حال شعر قشنگی بود ...
سال نو تو هم مبارک ..
امیدوارم سال خوبی داشته باشی
به خونواده عزیزت هم سلام برسون ...
موفق باشی...
بای
دوشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1386 07:52 ق.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداش خان..
ببخشید من پیامتو ندیده بودم ...
این آی دی منه excellent_girl2008
خوشحالم که آلان عشقت خداست ..چون عشق به خدا خودش کلیه و جای عشقای زمینی رو بهتر پر می کنه...امیدوارم تو زندگیت موفق باشی ...
ممنونم که این همه لطف داری و من تونستم توی کنج دلت یه جلی کوچولو داشته باشم ...
امیدوارم موفق باشی داداشی ...
من زیاد نت نمی یام دیگه ...اما آی دی مو دادم که اگه دیدمت بات بچتم ...
موفق باشی...
سلام برسون.
بای بای
دوشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1386 04:56 ب.ظ
رژانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***__سلام گلم ____________ ***
_***______سال نو مبارک عزیزم _***
__***___________من آپم____ ***
___***____منتظرتم_________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*
سه‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1386 06:51 ق.ظ
داستان های عاشقانه ی من و سیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
من آپ کردم [لبخند]
خوشحال میشم دوباره سر بزنی [گل]
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 12:59 ق.ظ
سحر رومی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آغازی به شکوه بهار


به روزم ...
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 01:02 ق.ظ
مسافر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

خوبی؟
عیدت مبارک
الان تبریک گفتم چون شاید تا بعد از عید نیام نت
شایدم اومدم

برام دعا کن سر سفرهی هفت سین که نشستی
وقتی خوندی یا مقلب القلوب منو و همه ی دوستاتو یاد کن
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 01:09 ق.ظ
مسافر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی همون طور که خواستی من آپم
با یه داستان از خودم
و یه شعر
بیای یادت نره

هر وقت ، وقت داشتی بیا
من که این روزا سرم شلوغه

تا سال بعد.....
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 02:21 ب.ظ
ملودی عشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سال خوبی را همراه با موفقیت و شادی روز افزون برات آرزو می کنم

امیدوارم به همه ی آرزو ها و هدف هات برسی



با بهترین آرزو ها

ملودی
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 07:00 ب.ظ
آیدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقا وحید سسال نو پیشاپیش مبارک ... امیدوارم سال خوبی داشته باشین ..
چهارشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1386 09:25 ب.ظ
شادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
salam
pishapish sale no mobarak,upam montazere hozoore sabzetoon hastam.
پنج‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1387 12:09 ق.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم ...سال نو رو بهتون تبریک میگم...امیدوارم سالی سرشار از سعادت و برکت در پیش رو داشته باشید
پنج‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1387 12:25 ق.ظ
آتوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان..
شعراتو خوندم و لذت بردم.. بخصوص از دلق پیرت که خیلی خوشم امد... معلومه واژه ها رو میشناسی و می تونی با کلمات بازی کنی.. گذشتهء منم اشتباه زیاد داشت.. منم گناهکارم.. و منم گاهی مثل تو شعر میگم تا حرفایی که نمیشه راحت زد و روی صفحهء خالی پیاده کنم که هم خوب گوش یده و هم خوب برای بقیه بی صدا تعریف می کنه...
نمی دونم چرا.. ولی دلم خواست یه تیکهء کوچولو از یکی از شعرام رو برات بذارم.. امیدوارم خوشت بیاد.. گرچه سبک من مثل خودم همیشه سیاه بوده....

توو غصه هام فرو میرم...یه پک به سیگار میزنم
ناخونای شکستمو...به سیم گیتار میزنم

واست یه آواز میخونم...از دل سنگ آسمون
پارچه ی مشکی میکشم...روی دلای مُردمون

تموم دل تنگیهامو...با گریه هاشور میزنم
حرفامو پوچ و بی هدف...به نقطه ی کور میزنم

دستامو حلقه میکنم...روی گلوی سرنوشت
خنجر نفرت میزنم...به قلبای سیاه و زشت

به زندگی پشت میکنم...مرگُ به آغوش میکشم
طرحای پوچی میزنم...عکس تو رو روش میکشم
اسم این شعر (دوزخ انتحار) که خیلی طولانیه و از حوصله خارجه که همش رو اینجا بنویسم و سر تو نازنین هم درد بیارم..
خوشحال شدم عزیز..
اگه دلت خواست یه سر بزن بیشتر با هم باشیم..
دوست تو : کنت آتوس
پنج‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1387 05:35 ق.ظ
محمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید.
سال نو مبارک
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد