X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

عشق خاکستری

تو برفتی و نکردی باورم

تو برفتی و ازت بی خبرم

تو بگفتی که شب و روز منی

تو بگفتی همه امید منی

تو سفر کردی ز قلبم ٬سوی عیش

تو برفتی و نخوردی٬ مِیِ عشق

تو بگفتی که ز من خسته شدی

تو برفتی٬ چون که دل بسته شدی

تو برفتی و من عاشقتر شدم

از گذشته تا کنون بدتر شدم

تو کشیدی تیر عشق و بر دلم

تو دریدی پرده احساس من

تو بگفتی که خداوند با منه

من بگفتم که دلت اهریمنه

تو بکشتی قلبِ خونین جامه ام

تو برفتی از دلِ افسانه ام

تو سرآغاز یه عشق بی هدف

من چو مرواریدیم اندر صدف

تو برفتی و من عاشقتر شدم

از گذشته تا کنون بدتر شدم

تو بگفتی عشقمون چه رنگیه!

من بگفتم رنگ خاکستریه

تو بگفتی نافر از چه جنسیه!

من بگفتم جنسش از بی کسیه

تو سپردی هق هق شب و به من

بگرفتی خنده و شادی ز من

تو برفتی٬ زندگیم به گِل نشست

حتی رفتنِ تو هم به دل نشست

تو برفتی و من عاشقتر شدم

از گذشته تا کنون بدتر شدم

تو برفتی٬ ساده چون آبِ روان

همچو افتادن برگی در خزان

تو بگفتی خاطرت رفته ز یاد

من بگفتم تو شدی غرق فساد

تو ندیدی که به من چه سخت گذشت

تو برفتی٬ غصه بر دلم نشست

تو برفتی و تنم سردی گرفت

شعر من٬ حالت بیزاری گرفت

تو برفتی و من عاشقتر شدم

از گذشته تا کنون بدتر شدم

 

ساعت ۱۲:۳۲ شنبه شب(بامداد یکشنبه) ۱۳/۸/۱۳۸۶

شعری که از یک رجز خوانی ساده که به کینه تبدیل شد٬آغاز گردید. البته مخاطبِ

من(کلمه تو) ٬ عشق یا معشوقه نبود.

امیدوارم آخرین رجز خوانی من باشد٬چون کار زیبایی نیست.

شاعر جوان ـ V.A

وحید عابدین پور

 

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 10:33 ق.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (27)
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 10:46 ق.ظ
دختر خطر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق
خیلی ممنون که به وبلاگ خودت سر زدی
آره عزیزم
با تباذل لینکت موافقم
من لینکت کردم
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 11:15 ق.ظ
محمد حواد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جون وبت خیلی باحاله بمنم سر بزن
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 12:45 ب.ظ
ساقینامه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خیلی زیبا بود خصوصا بیت (تو برفتی٬ زندگیم به گِل نشست

حتی رفتنِ تو هم به دل نشست
) راستی بعضی جاها احساس میکنم وزن بهم خورده نظرت چیه؟ خوش باشی
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 12:52 ب.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جون. من تو پست قبلیت نظر دادم ولی نمیدونم تاییدش نکردی یا ثبت نشده؟کدومش؟

کمتر غصه بخور. ما هممون مثل همیم. عاشق و دل شکسته پس همدردیم. فقط زمان همه چی رو حل میکنه. امیدوارم غصه هات تموم بشه و همیشه شاد باشی.
به زندگی سخت نگیر پر رو میشه. جدی میگم. تجربه کردم
موفق باشی وحید جان
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 12:54 ب.ظ
*سراب*
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنونم از حضورت
شعرت قشنگ بود
رجز خوانی چیه؟
من زیاد از شعر و شاعری سر در نمی آرم
شادیت روز افزون
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 01:52 ب.ظ
م.ح.س.ن .
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداشی وحید .
خیلی تند تند آپ می کنی ها .
من از شعر و رجز زیاد سر در نمیارم .
اما میتونم به نظر و طرز فکر خودم بگم خیلی باحال بود .

واسه همینم از شعرت یه کپی می گیرم و واسه خودم نگه می دارم .

بازم آپ کردی خبرم کن .


دوست دارم .



م.ح.س.ن .
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 02:19 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعر خوبیه ولی فکر نمی کنی کلمه برفتی یه خورده صقیله توی کار . شعر امروز باید از اصطلاحات امروزی بیشتر کمک بگیره ...
موفق باشی
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 03:12 ب.ظ
نهال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
این شرووع شدن مصرعها به این کلمه جالبه ام اتو بعضی مصرعها کلمات بعدش سنخیت چندانی با کلمه ای بعدش نداره خیلی جاها مثلا شروع خیلی ادبیه اما آخرش خیلی عامیانه ....اگه درست بشه خیلی قشنگ تر میشه ....
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 03:31 ب.ظ
یک آدم اینجوری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

حتی رجز خوانی هاتم محشر و زیباست...

خیلی قشنگ بود...

قربانت یک آدم اینجوری!
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 04:46 ب.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . منم امیدوارم زودتر تمومش کنید . واقعا زیبا نیست . ادم غصش میگیره(ناراحت)
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 05:22 ب.ظ
رز مشکی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
افرین
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 06:54 ب.ظ
مونا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جون مرسی از اومدنت از نظرت لطف داری بد جوری حالم گرفته است قبول نشدم مگه برام دعا نکردی چرا نگرفت؟نمی دونم چی بگم خوشحال میشم بهم سر بزنی.
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 08:00 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ..چه طوری ؟
چه رجز خوانی ...ایول ..باریکلا
اگه رجز خوانی اینه یه کلاس بگذار ما هم یاد بگیریم
موفق باشی دوست من
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 09:44 ب.ظ
یاسمین ( حرفهای یه دختر غمگین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گفتم....................

دروغ گفتم.......

من حتی به باران هم دورغ گفتم.......

که دل تو به وسعت دریاست...........
چرا که تو حتی چند بند انگشت هم در دلت جایی برای من کوچک نداشتی...............
.
.
خیلی سخته باور این موضوع که اون دوستم نداشت..
دلت شاد
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 10:18 ب.ظ
محمد حواد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنونم که بهم سر زدی بازم ازین کارا بکن باشه عزیزم
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 11:00 ب.ظ
م.ح.س.ن .
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام .

Oooo..............
.(__)...oooO....
../ (....(__)......
.../_)...) ........
........(_.........

داشتم رد می شدم گفتم خبرت کنم آپم .

منتظرم .

قربونت .


م.ح.س.ن .
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 10:08 ق.ظ
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنونم که اومدی دوست عزیز
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 12:25 ب.ظ
ساناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست من
منم خوشحال می شم لینکت کنم.قطعا همینطوره که می گی و دوست خوبی خواهی بود.
شعر فوق العاده قشنگی بود فقط اگه به کینه تبدیل نمی شد خیلی بهتر بود.
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 01:04 ب.ظ
بانوی بی کسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم
من نظرم رو راجع به شعر تون می نویسم ولی اگه دیدید هنوزم هم متوجه ی ریتم شعر تون نشدم به بزرگ ی شعرتون ببخشید. ولی باز هم احساس می کنم گاهی به زمان عامیانه و گاهی از کلمات سنگین استفاده کردید ولی در کل مفهوم قشنگ وشیرنی داشت یه خرده تلخ بود ولی ...
مرسی از خبرتون
در پناه حق
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 01:42 ب.ظ
شیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان وبه زیبایی داری و نوشته هات هم به زیبایی وبت کمک میکنن به منم سر بزن خوشحال میشم بدرووووووووووووووووووود
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 02:01 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام چه طوری ...وحید کوچولو...خوبی عزیز ؟
ببین یه بار خواستم خیلی سنگین و موقر برات کامنت بگذارم ..ببین خودت نخواستی
راستی نگفتی چی شد از اخبار خردسالان توانمند نیومندند باهات مصاحبه کنن
عیبی نداره ...نه ..غصه نخور ....میان به چهار تا مهد دیگه سر بزنن بعد میان حتما..مواظب خودت باش دست به کبریتم نزن
افرین ..فقط بشین شعر بگو ..بقیه کارها با ما بزرگترها
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 03:55 ب.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی؟ کم پیدایی
خیلی خوب بود
موفق باشی
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 09:41 ب.ظ
غزال۱۳
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی؟؟؟
من آپیدم
با تازه ترین تکرار.سر بزن
منتظرما
تقصیر منه خبرت می کنم.تو آپ می کنی چرا خبرم نمی کنی؟؟؟
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 10:40 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید ....حیف که بخشش از بزرگترهاست
ولی ...ولی اخه کوچولو ..اطراف تو بچه همسن و سالت پیدا نمیشه که میای سراغ منی که هشت ماه ..توجه کن هشت ماه ازت بزرگترم (چشمک)
موفق باشی همسایه کوچولوی من ...امیدوارم زود بزرگ نشی ...ادم ها تا کوچیکن شیرین ترن
کودک ساکن مهد کنار وبلاگ من ..موفق باشی ..حالا برو گریه کن
جمعه 18 آبان‌ماه سال 1386 01:49 ق.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان..خوبه یه گاهی وقتا هم از این تو ها استفاده کنیم تا به خودمون برسیم و به خودمون بیایمممم...
منم آپم..دوست داشتی بیا پیشم.
جمعه 18 آبان‌ماه سال 1386 09:06 ق.ظ
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید
کششششتی من را !!!
بابا چرا لقمه را دور سرت می چرخونی !!!؟؟؟
چرا این جوری فکر می کنی؟
همه ما در مسیر زندگی با افرادی قرار میگیریم که مدتی حالا چه کوتاه و چه بلند باهاشون هم مسیر می شیم
تو نمی توانی چون بعدا میدونی از اونها جدا شده راهت را عوض کنی .....
دوستیهامون خارج از این وبلاگ هم همینه !
با یک نفر دوستی اما بعد از ماهی و سالی ازش جدا می شی تو نمی توانی چون بعدا جدایی هست حالا قید دوستی را بزنی !
مگه نه؟؟؟(من که این جوری فکر می کنم )
گفتم حالا چت شده (چشمک)!!
شنبه 19 آبان‌ماه سال 1386 11:57 ب.ظ
محمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحیدجان
ببین این داداشی تلافی همه نبودناشو در میاره و به همه پستها که در نبودش نوشته شده نظر میده
نمی دونم وحید جان و لی همیشه یه چیز تو ذهنم جریان داره و اونم اینه که اصلا بودن ما باید یه هدفی بالا تر از همه این چیزا داشته باشه و اینم شده که دیگه دوست ندارم این عمر را با غم وغصه بگذرونم هر چند بسیار سخته و نمی شه خیلی چیزا رو به این اسونی فراموش کرد ولی باید برای رسیدن به اون هدف بالا همه اینارو تحمل کرد و کم تر به این دلتنگی ها فکر کرد
هر چند بازم سختهو...
تو این شعرتم غم موج می زنه
حالا دیگه بای
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد