X
تبلیغات
رایتل

رویای خاکستری

عشق به نفرت

کاکا

تقدیم به سعید٬برادر گرامی من٬ که همیشه او را باور داشتم.

دیگه خنده رفته از لب های من

آخه تو نیستی دیگه کنار من

داره خون می باره از چشای من

دیگه تو رفتی تو رؤیاهای من

سرد و بی رمق شده دست های من

چرا رفتی تو از دنیای من

دیگه نبض نداره این رگ های من

خیلی زود رفتی تو ای کاکای من

دیگه جات نیست٬ روی شونه های من

حالا خاموش شده این اتاق من

خیلی تاریک شده این روز های من

منو با خودت ببر٬ همای من

این شعر را دو شب قبل از فوت عزیزم٬ سرودم. برادر عزیزم

پس از 14 روز در کما بودن٬ برای همیشه به سوی پروردگار رفت.

آری! براستی که خداوند یکتا٬ بهترین گلچین عالم است.

سعید جان ! همیشه به یادتم.

دوستی که برادرم بودی. تو را مثل برادرم عاشقم.

یا حق

شاعر جوان V.A 

۱۳۸۴/۹/۱۱

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 12:02 ب.ظ | نویسنده: وحید | چاپ مطلب
نظرات (11)
پنج‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1386 02:00 ب.ظ
گیلدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
دنیا همین است.بخشی با هم بودن است بخشی هم دوری و انتظار.دنیا همه ی رنگ هایش را به ما نشان می دهد
روحش شاد .
پنج‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1386 04:17 ب.ظ
afshin, germany
امتیاز: 0 0
لینک نظر
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
زشیر شترخوردن و سوسمار
عرب را بدانجارسیدست کار
که تاج کیانی کندآرزو
تفو برتو ای چرخ گردون تفو. .
,,, mehregan khojasteh bad ,,, [گل][لبخند]
جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386 02:34 ب.ظ
سعیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خدا رحمتش کنه مرگ تنها چیزیه که نمی شه ازش فرار کرد

وقت داشتی یه سر بیا پیشم
جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386 05:15 ب.ظ
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خیلی بدی چرا نگفتی آپیدی؟ حالا خوبه باهات قهر کنم؟ نه قهر نمیکنم
خیلی قشنگ بود
موفق باشی
شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 04:24 ب.ظ
شیوا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام .خیلی با احساس و زیبا می نویسید . موفق باشید
شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 10:34 ب.ظ
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان .متاثر شدم .
......به راستی که خداوند گلچینه.......
روحش شاد

یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 12:35 ب.ظ
یاسمین(حرفهای یه دختر غمگین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید جان
نمی دونم چی بگم...اومدم باهات درد دل کنم همه چیزو با خوندن این شعر فراموش کردم
کاشکی منم می مردم...
وحید حالم اینروزا خیلی خرابه.....
واسم دعا کن...ازت خواهش می کنم...قراره یه اتفاقی بیفته که یا همه چی حل شه یا تموم شه
واسم دعا کن
دلت شاد
یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 12:42 ب.ظ
عاطفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وحید عزیز...
متاثر شدم...ایشالا که خدایش بیامرزدش وبه شما صبر بده.
دوست خوب از یه برادر وگاهی وقتا از یه خانواده خوب هم به آدم نزدیکتره.مطمئنا که همیشه تو قلبتون یادش وخاطره هاش میمونه.
یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 02:23 ب.ظ
بی نشون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدا بیامرزتش!بیشتر از این چیزی نمیتونم بگم...خیلی ناراحت شدم
یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 10:48 ب.ظ
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست


آره واقعا ..........باهات موافقم که دگر واسه گفتن دردها حوصله ای نیست !!!!!
پاینده باشی
چهارشنبه 4 مهر‌ماه سال 1386 01:34 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر وحید خان که سور می ده ...چه طوری اگه می دونستم این طوری زودتر اسمت رو می گفتم ....حالا کی انشاالله سور می دی ..چی دیدی نتی نمی شه سور داد الکی لافش رو می زنی ...اپ کردم خبرت می کنم ..اپ کردی خبرم کن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد